فرمانداری سمیرم
خانه
نشريه تير ماه
نقش خانواده در بزهكاري كودكان و نوجوانان

پيامبر اسلام، حضرت محـــمد (ص) در تاكــيد بر اهميت دوره هاي مختلف رشــد و تحول شخصيت فرزندان، به ويژه هفت سال اول زندگي، فرموده اند: فرزند در هفت سال اول زندگي “محبت پذير است”، در هفت سال دوم “آموزش پذير است” و در هفت سال سوم حيات خود ” مشورت پذير است”.

در بررسي علل رفتار مجرمانه هميشه بايد عوامل چندگانه موجد جرم و تاثير متقابل آنها را در يكديگر مورد نظر قراردهيم. برحسب مورد ممكن است تاثير يكي از اين عوامل از عامل ديگر بيشتر باشد، ولي هيچ گاه يك عامل واحد، علت كليه رفتارهاي مجرمانه نيست. در بزهكاري، عوامل اجتماعي و رواني هردو بر يكديگر اثر ميگذارند و با يكديگر همبستگي دارند. عوامل دسته اول در محيط وجود دارد و فرد را تحت تاثير قرار ميدهد. عوامل دسته دوم نيز در درون شخصيت موجود است و در مقابل محيط واكنش نشان ميدهند و روشن است كه از لحاظ كيفيت و كميت، تغيير پيدا ميكنند و ممكن است به صورتهاي بيشمار با يكديگر تركيب يابند.

خانوده اولين و كوچكترين واحد اجتماعي است كه بوسيله ازدواج زن و مرد تشكيل مي شود و با تولد فرزندان تكامل مي يابد. امّا اينكه فرزندان چگونه پرورش يابند تا به اين تناسل بقا ادامه دهند و صحت و سلامت جامعه را تأمين نمايند، خود زائيده ي تفكر، تلاش و روشهاي تربيتي خانواده است بزهكاري در كودكان و نوجوانان هرچند مي تواند به عوامل بسيار، ازجمله مشكلات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و غيره وابسته باشد. امّا در گام نخست اين خانواده است كه كودك را به مسير صحيح هدايت مي كند يا بستر گناه و جرم و انحراف را براي او مهيا مي سازد انسان به دليل ويژگي اجتــماعي بودن خود از بدو تولد تحت تأثير افكار، عقائد و رفتار اطرافيان قرار مي گيرد و بعدها به تقليد از اين رفتارها و گفتارها الگوههايي را كه بنحوي در ارتباط با او هستند سرمشق رفتاري خود قرار خواهد داد. اصولا كليه رفتارهاي دوران نوجواني، جواني و بالاتر، چه اجتماعي باشد ويا ضد اجتماعي، در نتيجه تجربيات گذشته به وجود مي آيد و با توجه به اين تجربيات است كه ميتوان اين حالات و رفتارها را توجيه كرد.

به اين ترتيب اگر با گسترش بزهكاري در كودكان و نوجوانان روبرو هستيم بايد خانواده را بعنوان اولين كانال ورودي فرد به اجتماع مورد بررسي قرار دهيم و علل و انگيزه هاي اوليه را در آن جستجو نمائيم.

كودكان و نوجوانان بزهكار معمولاً داراي والدين بسيار خشن و سخت گير يا بسيار بي تفاوت و بي توجه هستند عدم توجه و اهميّت به نيازها و خواسته هاي جسمي و روحي كودك، ذهن و فكر او را مغشوش كرده و دچار ناآرامي و التهاب مي نمايند.

از طرفي خشونت ها، سرزنــش و سركوفت هاي بي مورد، بي لياقتي، سرخــوردگي و در نهايت اضطراب دائمي را به ناخودآگاه فرد انتقال مي دهد. در چنين وضعيتي كودك كه جايگاه مشخصي براي خود در خانواده نمي يابد كم كم از حالت عادي خارج شده و به اعمالي روي مي آورد تا شايد از اين طريق توجه ديگران را به خود معطوف دارد.

از ديد كودك در اين مرحله زياد مهم نيست كه اين امر داراي نتايج مثبت و يا منفي هستند بلكه آنچه براي او حائز اهميّت است فقط نياز به نگاه و توجه ديگران است كه در اثر كمبودهاي عاطفي در وجود او ريشه دوانده و او را وادار به چنين كارهايي كرده است.

بعضي از والدين در ايجاد ارتباط بين افراد خانواده دچار خطا و اشتباهاتي ميگردند كه بعضاً غير قابل جبران است. وضعيت و شرايط متفاوت بين دختران و پسران يك خانواده، طرز فكر والدين در مورد تك تك آنها و ارتباطي كه بين فرزندان حاكم است در استواري يا تزلزل بنياد خانواده مؤثر است. تبعيض بين فرزندان از لحاظ سن، جنس، استعداد، توانائيها عاملي است كه كودكان و نوجوانان را به فكر مي برد و چون به دليل قانع كننده اي نمي رسند وادار به ارتكاب جرم مي شوند.

اگر پدر و مادر از سنين پيش از دبستان كودك را تحت آموزشهاي صحيح و پيش بيني شده قرار دهند و در مراحل مختلف تحصيلي، تكيه گاه و مشاوري مناسب براي او باشند، خواهند توانست همگام با شناخت نقاط ضعف و قوّت آنان ياري رسان و مددكار واقعي فرزند خود باشند.

سردي و نابساماني خانواده، هرج و مرج و بي انضباطي و پايبند نبودن به اجراي قانون، كوتاهي در انجام وظايف و مسئوليت هاي اعضاء در كنار فقدان روحيه اخلاق و تربيت اسلامي از ديگر عوامل روي آوردن فرزندان به بزهكاري است.

در مورد نقش اعتياد و عوارض وخيم آن در خانواده بحث هاي بسيار به ميان آمده است. حتّي اگر والدين از نظر اقتصادي زندگي مرفهي را براي فرزندان بوجود آورند امّا خود معتاد به موادمخدر يا الكل باشند باز هم عوارض ناشي از اين اعتياد باعث ايجاد سستي زنجيره خانواده و جدايي تك تك حلقه هاي آن مي گردد. بررسي دانشمندان آسيب شناسي نشان ميجدهد كه حاصل اعتياد والدين، تقليد، سردي كانون خانواده و تباهي آن و سستي پيوند عاطفي است.

در زمينه تقليد شايد دختران كمتر از پسران دچار مشكل باشند. دختران از بدو تولد تا زمان ازدواج در كنار مادر و تحت آموزش و تربيت همه جانبه وي قرار دارند. امّا در مورد پسران وضع متفاوت است چراكه آنها در سنين اوليّه تحت تأثير مادر و پس از آن ناچار به همانند سازي و تقليد از رفتار پدر هستند و در واقع نياز به تغيير الگوي مردانه دارند.

نقش والدين در اين مورد تنها در الگوي مناسب بودن خلاصه نمي شود بلكه آنها بايد سعي كنند به هنگام بروز هر تغييري زمينه را براي عواقب ناشي از اين تغيير آماده سازند. برخي مواقع مشكلات رواني و ناسازگاري كودك ناشي از كمبود محبت و ساير امكانات نيست بلكه مراقبت و محبّت افراطي والدين نيز مشكل آفرين است.

والديني كه در محبّت ورزيدن به فرزندان از حدّ اعتدال گذشته و زياده روي مي نمايند ناخواسته زمينه انحراف كودكان خود را فراهم مي كنند. چراكه بدينوسيله حسّ استقلال كودك را كاهش مي دهند و او را در برابر مشكلات و ناملايمات زندگي فردي فاقد تحمّل و كم طاقت بار مي آورند. از اينرو شخص در مواجهه با موانع طبيعي زندگي به جاي صبر و جستجوي راه حل منطقي به حل مسئله از ساده ترين و سريعترين راه روي مي آورد، حتّي اگر اين راه نادرست و غلط باشد و او را مرتكب جرم نمايد تا بدينوسيله حقوق ديگران را زير پاي بگذارد.

دوره نوجواني از مهم ترين مقاطع زندگي هر انساني است. اين دوره دربردارنده سالهاي بحراني و در عين حال سازنده اي است كه طي آن شخصيت آدمي شكل مي گيرد و ارزشهاي پذيرفته شده در او دروني مي گردد. بنابراين دوران نوجواني در تمام زمانها و جامعه ها ، مسائل و نيازهاي خاص خود را دارد. بسياري از روانشناسان اين دوران را يك دورة انتقالي همراه با بحران مي دانند ومي گويند كه در اين دورة انتقالي به دليل تغيير و تحولات زيستي، اجتماعي و دروني، آنان داراي نيازها، توقعات و انتظاراتي هستند كه عدم درك درست آنها از سوي بزرگسالان مسوول در زندگي آنان ، مشكلات نوجوانان را پيچيده تر مي سازد. بزهكاري يكي از مسائلي است كه بيشتر در اين دوره آغاز مي شود و در مواقعي در طول زندگي ، تداوم مي يابد.

در دوران بلوغ، سركشي، ناسازگاري بر آشفتگي از پديده هاي رايج در نوجوانان است ولي در عين حال آنها به دليل وجدان اخلاقي زنده و فعال نمي توانند در برابر كجرويهاي خود بي تفاوت باشند.

بزرگترين حامي و پناهگاه نوجوانان در اين دوران بحراني خانواده است. اگر خانواده نتواند اين وظيفه را بدرستي انجام دهد، فرزندان از حوزه جذب والدين دور مي شوند و تحت تأثير عوامل محيطي قرار مي گيرند و چه بسا به انحراف كشيده شوند. توجه به اختلاف نسلها از نظر عقايد و رفتار، ايجاد رابطه صميمانه با فرزندان، خودداري از سركوبي آزادي، پرورش روحيه آزادمنشي و احترام به شخصيّت فرزندان، لازمه روشهاي تربيتي خانواده است.

نصيحت ها و پند دادنجهاي مداوم، زياده روي در انتقاد، قاطع نبودن، جديّت و مديريت افراطــي نيز آنها را به لجاجت، گستاخي و ستيزه جويي وا ميجدارد. از اينرو والدين بايد ضمن احترام به شخصيت فرزندان در محيط خانه و خانواده و در جمع سايرين، اجازه گستاخي به آنها ندهد و با پرورش حسّ اعتماد به نفس، اعمال عدالت، تشويق مناسب و ترغيب جنبه هاي مثبت فرزندان در موفقيّت و سعادت آنها بكوشند. از مهمترين و جدّيجترين مشكلات در سنين نوجواني مسئله جنسي است كه علاوه بر بعد غريزي داراي جنبه رواني نيز هست.

اين تمايل در نوجوانان اگر به روش صحيح كنترل و مهار نشود آسيب هاي غير قابل جبران را به دنبال خواهد داشت. والدين بايد در اين مورد به پيشگيري، بيشتر از درمان توجه داشته باشند و به نوجوانان كمك كنند تا از اوقات فراغت خود استفاده صحيح نمايند. امروزه سرگرميهاي مضّر و خطرناكي كه شعله هاي هوس و شهوت را در نوجوانان دامن مي زنند بسيار است به علاوه دوستان دوره نوجواني نيز عوامل مهمي در تعيين سرنوشت انسان محسوب مي شوند.

اغلب نوجوانان بزهكار و مجرم اوليّن قدم هاي انحرافي را به كمك دوستان ناباب و ناشايست برداشته اند و سپس در سراشيبي سقوط قرار مي گيرند ضمن اينكه چنين افرادي از اقشار بي اعتقاد و ناآشنا با ارزشهاي ديني و اخلاقي هستند. بسياري از نوجوانان با وجود انحرافات گوناگون وقتي كه ازنظر مذهبي به مرتبه اي شايسته رسيده اند،به راحتي نجات يافته وزندگي پاك وسالمي را آغاز كرده اند.

بنابراين با توجه به دوره شكل گيري اعتقادات در نوجواني خانواده بايد دين را بعنوان نظامي همه جانبه و فلسفه اي روشن براي زندگي به فرزندان آموزش دهد و از طريق انس با خدا آنها را به رضايت و خشنودي برساند و از قيد اضطراب هاي دروني برهاند.

بطور خلاصه مي توان گفت يكي از عوامل مهم تكوين و تغيير انسان، شرايط مختلف طبيعي از قبيل: زمان، مكان و محيط اجتماعي است. در بسياري موارد با تغيير شرايط خانواده و فراهم نمودن محيط تربيتي مساعد و مناسب مي توان رفتار، افكار و خصلت هاي فرزندان را در دامان مادران شايسته و زيرچتر حمايت پدران انديشمند با تأمين صحيح نيازها و تكريم شخصيت آنان از خطر محيط هاي فاسد مصون نگاه داشت.

همچنين مسئوليت دادن و دعوت به رعايت ارزشهاي اخلاقي، پرورش ايمان و نيروي عقلاني، و نيز تشويق و تنبيه مناسب بعنوان آخرين راه، خانواده را براي سعادت فرزندان و دور نگاهداشتن آنان از مسير انحراف و عصيان ياري مي كند.

نكته پاياني اينكه طوفان هميشه باغچه را در معرض خطر قرار ميدهد اگر ريشه هاي درخت تنومند خانواده از بنياد دچار تزلزل نباشد شاخه هاي جوان را باكي از به يغما رفتن ميوه شكوفه ها نيست. با رعايت اصول و شيوه هاي صحيح تربيتي و اخلاقي خواهيم توانست به شكوفايي اين درخت اميدوار باشيم و برگ و بار آن را در مسير وزش نسيم سعادت و آرامش قرار دهيم.
تاریخ به روز رسانی: 1393/10/23
تعداد بازدید: 3636
امتیازدهی
میانگین امتیازها:0 تعداد کل امتیازها:0
مشاهده نظرات (تعداد نظرات 0
ارسال نظرات
نام  
آدرس پست الکترونیکی شما    
توضیحات  
تغییر کد امنیتی  
کد امنیت  
 
كليه حقوق اين پايگاه متعلق به استانداري استان اصفهان ميباشد.
Powered by DorsaPortal